بصائر

فرهنگی ، سیاسی ، ورزشی ...

بصائر

فرهنگی ، سیاسی ، ورزشی ...

مذهب و قومیت در افغانستان

جامعه افغانستان از اقوام متعدد صاحب قدرت و نفوذی تشکیل شده که همواره در رقابت قومی با یکدیگر به سربرده اند ، اما شیعیان و اهل تسنن، به رغم پشت سرگذاشتن فراز و نشیب های گوناگون، زندگی مسالمت آمیزی را در کنار یکدیگر در این کشور سپری می کنند و نشان داده اند که مذهب توانسته است بر قومیت غلبه یابد. به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری میزان ، اقوام «تاجیک»، «پشتون»، «هزاره» و «ازبک» چهار قوم عمده کشور افغانستان به لحاظ جمعیت هستند و اقلیت های «ایماق»، «قزلباش»، «ترکمن»، «قیرقیز»، «پشه ای»، «نورستانی» و «قزلباش»، اقوام دیگر این کشور را تشکیل می دهند و 99 درصد مجموع این جمعیت مسلمان هستند.  پشتون‏ها که گفته می شود بیش از 40 درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند، اغلب سنی مذهب هستند و عمدتا در شرق و جنوب کشور و بعضا در شمال ساکن هستند و به زبان «پشتو» صحبت می کنند. پشتو از شاخه‏های زبان هند و اروپا است. اکثریت پشتون ها به زبان فارسی تا حدودی آشنایی دارند.

پشتون ها به لحاظ ساختار درونی به دو تیره «غلزایی» و «درانی» تقسیم می شوند و حاکمیت ‏سیاسی در افغانستان همواره در دست پشتون ها و طایفه درانی بوده است. تنها پس از کودتای مارکسیستی‏1357 این حاکمیت ‏به طایفه دیگر پشتون یعنی غلزایی‏ها انتقال یافته است. طالبان از قوم پشتون برخاسته اند.

«حامد کرزی» رییس جمهور پیشین افغانستان، و «محمد اشرف غنی» رییس جمهور کنونی این کشور نیز از قوم پشتون هستند. از این رو،برخی از مردم افغانستان، این دو چهره سیاسی کشور را متهم به مماشات و تمایل نداشتن به برخورد قاطع با گروه طالبان کرده اند. در سوابق مبارزاتی کرزی، همکاری با طالبان مشاهده می شود و اشرف غنی از طالبان به عنوان «برادران ناراضی ما» یاد کرده است.

مردمان هزاره که آمارهای غیررسمی جمعیت آنان را 25 درصد کل جمعیت افغانستان ذکر کرده اند، عمدتا در مرکز افغانستان و در کوهپایه‏ها، ارتفاعات مرکزی هندوکش و نواحی شمال سکونت دارند. زبان این قوم فارسی دری و اکثریت قریب به اتفاق آنان، پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.

هزاره ها، در طول تاریخ سیاسی افغانستان از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم بوده و مورد اعمال تبعیض و تعصب شدید قومی قرار داشته‏اند. و تا پیش از روی کار آمدن ظاهر شاه، مردم قوم هزاره، اجازه ورود به مشاغل نظامی را نداشتند و در سال 1316 هجری شمسی هنگامی که دولت افغانستان، عده ای از دانشجویان را برای آموزش نظامی به اروپا و آمریکا اعزام کرد، اقوام هزاره و قزلباش را از شرکت در این دوره ها، محروم ساخت.

تاجیک ها به لحاظ موقعیت و منزلت اجتماعی دومین گروه قومی به لحاظ برخورداری از قدرت سیاسی در افغانستان محسوب می‏ شوند. اینان که به لحاظ کمی در ردیف سوم و پس از پشتون ها و هزاره ها قرار دارند، در بخش های شمال شرقی در بدخشان، غرب در هرات، کابل و برخی دیگر از نقاط افغانستان پراکنده هستند.

«محمد محقق» معاون رییس اجرایی دولت افغانستان، از قوم هزاره است. او پس از راه یافتن به دولت، منزل خود را از منطقه غرب کابل تغییر نداد و ترجیح داد تا در میان قوه هزاره این منطقه بماند.
تاجیک ها، اهل تسنن و شمار کمتری از آنان، اهل تشیع هستند و به زبان فارسی دری صحبت می‏کنند. این مردم عمدتا شهرنشین هستند و زندگی ایلی و قبیله‏ای را تا حدی ترک کرده اند.
تاجیک ها، باوجود حاکمیت انحصاری و مخالفت شدید پشتون ها، حکومت افغانستان را در برخی مقاطع به دست گرفته اند.

حکومت ‏شش ماهه حبیب الله معروف به «بچه سقاو» در سال ‏1929 میلادی و زمامداری موقت «برهان الدین ربانی»، رییس جمهوری پیشین افغانستان، نمونه‏هایی از حاکمیت غیر پشتون ها در افغانستان است که ثبات و استقرار نیافته است. «عبدالله عبدالله» رییس اجرایی دولت افغانستان نیز از قوم تاجیک است.

تاجیک ها اعتقاد دارند که عبدالله در آخرین انتخابات، بیشترین رای را کسب کرد، اما پشتون ها مانند گذشته اجازه ندادند تا حکومت انحصاری این قوم، از دست آنان، خارج شود.

ازبک ها مردمان ترک تباری هستند که در نواحی شمال افغانستان و در نوار مرزی شمال کشور واقع در مرز ازبکستان سکونت دارند و در شهرهای «مزار»، «میمنه»، «خان آباد»، «قندوز» و جمعیت ناچیزی از آنان در برخی از مناطق دیگر این کشور پراکنده هستند. جمعیت ازبک ها را در افغانستان کمتر از دو میلیون نفر برآورد کرده اند. جمعیت این کشور در سال 1385 حدود 24 میلیون نفر اعلام شده است.

ازبک ها از تبار ترکان زردپوست آسیای مرکزی‏اند و اغلب آنان به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. زبان ازبکی که ترکیبی از زبان ترکی است، زبان اصلی این مردم است و به لحاظ مذهبی، اهل تسنن هستند. ازبک ها هم در طول تاریخ، از فشارهای قوم پشتون در امان نبوده اند.

«ژنرال دوستم» معاون اول رییس جمهوری و یکی از چهره های مورد علاقه مخالفان طالبان، ازبک تبار است. دوستم در افغانستان به عنوان فردی شناخته می شود که در مبارزه با طالبان خواستار برخورد قاطع با آنان است و هرگونه مماشات با این گروه را رد می کند.

اقوام هزاره و تاجیک در مقابل آمارهای منتشره در باره میزان جمعیت اقوام مختلف در این کشور پیشنهاد کرده اند تا در صدور شناسنامه های کامپیوتری، قوم شهروندان افغان در مقابل نام آنان ذکر شود تا آمار دقیقی از هزاره ها، پشتون ها، تاجیک ها و ازبک ها به دست آید، اما مسئولان دولت، این اقدام را موجب دامن زدن به اختلاف های قومی دانسته اند و آن را رد کرده اند.

پراکندگی جمعیت افغانستان نشان می دهد که شیعیان و اهل تسنن، بخشی از ساکنان جمعیت اغلب استان های افغانستان را تشکیل می دهند و در پایتخت، اگر جمعیت را در 5 منطقه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تصور کنیم، منطقه غرب آن را جمعیت شیعه تشکیل می دهد و بخش ناچیزی از مردم منطقه مرکزی کابل نیز شیعیان، در کنار اهل تسنن، زندگی مسالمت آمیزی دارند.

پیروان هر کدام از این مذاهب آیین های مذهبی خود را به مناسبت های مختلف در این کشور برگزار می کنند. شیعیان این کشور آیین های سوگواری ایام محرم به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا را در مساجد و حسینه های واقع در مناطق شیعه نشین، برگزار می کنند و عشق و ارادت خود را به سیدالشهدا ابراز می دارند.

آمار دقیقی از جمعیت اهل تسنن و تشیع افغانستان در دست نیست. هر کس با توجه به گرایش های خود جمعیت پیروان این مذاهب را تخمین زده است. این تخمین ها از 10 درصد تا 30 درصد اعلام شده است. دایره المعارف بریتانیا، جمعیت شیعیان افغانستان را 15 درصد اعلام کرده است.
اکثر جمعیت استان هرات را شیعیان تشکیل می دهند. مردم این استان در مناطق «کرخ»، «پشتون رزغون»، «غوریان»، شهر هرات، مرکز این استان سکونت دارند. برخی آمارهای غیررسمی حاکی است که بیش از 70 درصد جمعیت استان هرات را شیعیان تشکیل می دهند.

منابع افغان می گویند: اکثریت جمعیت استان «هلمند» نیز شیعه بودند، اما از آنجایی که این افراد دارای قومیت هزاره و یا تاجیک بودند، حاکمان وقت، آنان را وادار به مهاجرت به مناطق کوهستانی کردند و نام های برخی از محله های شیعه نشین مانند «نادعلی» و «موسی قلعه» که متاثر از فرهنگ شیعه بوده و در روزهای اخیر طالبان هم به این دو شهرستان حمله کرده ، هنوز باقی مانده است.

این منایع می گویند: بیشترین جمعیت متمرکز شیعیان در استان های «هرات»، «بامیان»، «میدان وردک» و منطقه دایکندی سکونت دارند و این مناطق، درصد کمی از اهل سنت را در خود جای داده است، اما شیعیان در تمامی استان های این کشور به صورت پراکنده حضور دارند.

مردم افغانستان، حساسیتی را که در مقابل اقوام و برتری یک قوم در مقابل قومی دیگر از خود نشان می دهند، نسبت به مذهب بروز نمی دهند و زندگی مسالمت آمیز اهل تشیع و تسنن در این کشور، نمونه ای از تعامل مثبت مسلمانان است. این تعامل نشان می دهد که مذهب در افغانستان توانسته است بر قومیت غلبه پیدا کند.

انتهای پیام/

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.